محمد مهدى ملايرى
206
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اشتباه مىگردد . و اين اشتباه وقتى قوىتر خواهد شد كه كلمهء فارسى با يكى از اوزان معروف عربى منطبق باشد كه در آن صورت حتى علماى معروف لغت هم از لغزش مصون نمىمانند . و براى اينكه اين مطالب بر خواننده روشن باشد به ذكر چند مثال از كتب معتبر عربى مىپردازيم . انبار در فارسى معروف است ، ريشهء دوم يا اصل امرى از فعل انباشتن و همچنين محل انباشتن غلّه و چيزهاى ديگر است . اين كلمه در حال حاضر در عربى به صورت عنبر و جمع آن عنابر به همان معنى فارسى آن به كار مىرود كه در اينجا مورد گفتوگوى ما نيست . شاهد مثال ما در اينجا ورود اين كلمه در زبان عربى در دوران قديم و ذكر آن در كتب لغت و ادب عربى و معانى است كه ارباب لغت عرب براى آن ذكر كردهاند . در دورهء ساسانى شهر فيروز شاپور را كه در كنار فرات و به گفتهء ياقوت در فاصلهء ده فرسخى مغرب بغداد قرار داشته به نام انبار مىخواندهاند . علت اين نامگذارى اين بوده كه اين شهر ، انبار آذوقه و اسلحه و مهمّات جنگى دولت ايران بوده كه در جنگهاى با روم از آنها استفاده مىشده . در مرزهاى شرقى دولت ساسانى نيز براى جنگ با تركان شهر ديگرى در جوزجان در نزديكى مرورود براى ذخيره كردن آذوقه و اسلحه اختصاص داده شده بود كه آن هم به انبار معروف گرديده و در كتابهاى جغرافيايى قديم هم به اين نام ياد شده است . « 1 » غير از اسم خاص اين دو شهر ، كلمهء انبار در معنى لغوى خود هم كه عبارت از محل انباشتن كالا و خواربار باشد در عربى راه يافته و در آن زبان استعمال شده ولى به همان عللى كه در بالا ذكر آن رفت بيان اشتقاق و معنى آن در كتابهاى لغت عربى خالى از خطا و اشتباه نيست . در لسان العرب در اينباره چنين آمده است : « انبار : محل ذخيره كردن و توده كردن خواربار است ، مفرد آن نبر است
--> ( 1 ) . رجوع شود : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 317 .